تقریباً ۲۰ ساعت پیش اولین کِل برای من و یارم کشیده شد. کسی نفهمید اما من دیدم که بابام از خوشحالی اشکش دراومد و یواش پاکش کرد.

تقریباً ۸ ساعت دیگه اون لحظه‌ای می‌رسه که می‌گن عروس و دوماد برن توی اتاق و صحبت کنن، ما هم بعد از ۳ سال و چند ماه دوستی، رسماً وارد مرحله‌ی بعدی رابطه‌مون می‌شیم.

ذوق؟ بی‌نهایت.