engagement
تقریباً ۲۰ ساعت پیش اولین کِل برای من و یارم کشیده شد. کسی نفهمید اما من دیدم که بابام از خوشحالی اشکش دراومد و یواش پاکش کرد.
تقریباً ۸ ساعت دیگه اون لحظهای میرسه که میگن عروس و دوماد برن توی اتاق و صحبت کنن، ما هم بعد از ۳ سال و چند ماه دوستی، رسماً وارد مرحلهی بعدی رابطهمون میشیم.
ذوق؟ بینهایت.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 12:41 توسط امین
|