mess

انقد صدا توی سرم زیاده که دوست دارم لابه‌لای شلوغی باشم تا نفهمم صدای شلوغی اصلی مال ذهن خودمه.

Family

هر بار که سر یه موضوع خانوادگی با خانواده‌م صحبت می‌کنم، انگار دارم از پشت یه سطح نامرئی باهاشون صحبت می‌کنم. اون‌ها اون سطح رو نمی‌بینن و فکر می‌کنن من هم همراه اون‌هام، مثل اون‌هام، توی همون فضا، با همون دغدغه‌ها و مسائل. اما اون سطح برای من شبیه یه دیوار شیشه‌ای قطوره. این طرف شیشه من تو هوایی نفس می‌کشم که شبیه هوای اون طرف نیست، انگار قطر این شیشه‌ی نامرئی برای من هزاران کیلومتره.